کاش تموم نشه این شب،کاش تموم نشه این شب،خوابم نمیبره...وقتی تو حالا خوابیدی،وقتی به من گفتی شب بخیر،مگه میشه شب من بخیر نشه؟مگه میشه جانا.مگه میشه توئه زندگیم،آن زندگیم بگه یهم شب بخیر و شبم بخیر نباشه؟میشه عسلم؟تموم نشه این شب!که بتونم باورش کنم.. تورو...صدات رو...جان گفتنت رو...خوبی شما؟_داریم شام میخوریم،جات خالی!_ جونم_ملیکا جان شب بخیر...باورکردنی نیس شونا،انگار واقعا توی فضای سومیم....خیلی شیرینه،خیلی دوره با همه نزدیکیش...۱۲تیرماه۱۳۹۶...شونای من...شونای همه زندگیم...آخ شونا.إخ شونا.آخ شونا...
+به نگار قول شیرینی دادم گف آیس پک میخواد بهش آیس پک میدم،یه روز میریم میشینیم یه جا،به یاد تو.به یاد حرفات و لبخندت،به یاد امشب...آیس پک میخوریم...مثه بستنی تولدت...
برچسبها: شونا
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 2:14 توسط ملیکا |
برچسب:
نویسنده: باران شاکری
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 1:16